محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

177

مناقب مرتضوى ( فارسي )

بيرون آمده مقتدى شد . من از عباس پرسيدم كه اين مرد بزرگ كيست و مطلبش از اين كار چيست ؟ گفت : اين مرد محمّد بن عبد اللّه برادرزادهء من و ضعيفهء منكوحهء او خديجه بنت خويلد و اين كودك على بن ابى طالب ابن عمّ اوست و گمان بردم كه محمّد به شرف نبوّت مشرف گشته و كنوز 9462224 خ 0 40 خ كسرى و قيصر بر او فتح خواهد شد و اين نمازى است كه او مىكند و تا حال غير از اين دو كس احدى متابعت محمّد نكرده . گويند عفيف بعد از آنكه به شرف اسلام رسيد ، پيوسته اين حكايت نقل كرده به تأسف مىگفت : آه اگر من هم در آن روز ايمان مىآوردم ثانى امير مىبودم در سبقت اسلام . » و هم در سير النّبى به روايت محمد بن اسحاق مسطور است كه گفت : « اول كسى كه ايمان بر رسول آورد و متابعت كرد ، از زنان خديجه بود و از مردان امير المؤمنين على . و در آن وقت ده ساله بود و بعد از وى زيد بن حارثه ، پس ابو بكر - رضوان اللّه عليهم اجمعين . » در كتاب درج الدرر مسطور است كه : « در اين باب ارباب سير و اصحاب خبر و محدثين ثقات را اتفاق است كه اول كسى كه از امت به شرف اسلام مشرف شد از نساء خديجهء كبرى و از ذكور على مرتضى بوده . چنانچه به روايت صحيحه به ثبوت پيوسته كه چون سيد كاينات - عليه افضل الصّلوات و اكمل التّحيات - به انذار امت و تمهيد قواعد رسالت مأمور و مبعوث شد ، خديجهء كبرى و على مرتضى را اطلاع بخشيد ، اين هر دو بىتأمل و بلا توقف گفتند : اشهد ان لا إله الّا الله و اشهد ان محمدا رسول اللّه . پس ايشان را بر سر چشمهء آبى برده به دستورى كه جبرئيل - عليه السّلام - تعليم گرفته بود ، وضو و نماز آموخت و پيش از اين دو تن ، احدى به آن سرور در نماز اقتدا نكرده بود . نقطهء دايرهء مطالب ، على بن ابى طالب در ظلّ كفالت محمدى مىگذرانيد و در خدمت آن سرور شب به روز و روز به شب مىرسانيد و در آن زمان ده ساله بود و ابو بكر پس از چند سال بعد از طلب معجزه و مشاهده و مكاشفه ايمان آورد . چنانچه در خبر است كه آن مركز دايرهء توفيق ، ابو بكر صديق به رسم تجارت به يمن رفته بود و در يمن پيرى بود سيصد و نود سال به غايت صاحب رياضت و فراست ، چون ابو بكر ديد از حال او مطابق واقع خبر داد - حتى كه خال سياه بر ناف و نشانى بر رانش بود - بيان نموده ، گفت : اى ابو بكر ، به زودى به وطن بازگرد كه پيغمبر آخر الزمان مدتى است كه مبعوث شده . اكنون به حكم الهى در عوام و خواص اظهار نبوّت كرده تا حال ، بجز زوجه و پسر عمّ او ديگرى به او نگرويده . بشتاب و سعادت متابعتش درياب كه تو نيز از سابقان باشى . در خبرى محتوى بر دوازده بيت به يادش داده ، گفت : چون به خدمت آن سرور برسى ، سلام من برسان و اين خبر را به لسان نياز از